تبلیغات |
دستان خالی
|
در میان روشنفکران متهم به دینداری و در میان دینداران منسوب به بی دینی و در ورای این هر دو نیز یک « خارجی مذهب که سر از بیعت و اطاعت اولی الامر پیچیده » ! و دیدم که شده ام نوازنده کَر و یا نقاشی کور و یا دونده ای فلج و به هر حال کسی که تمام هستی اش عقیده اش بودو معلمی ؛ معنی «بودن» او سخن گفتن ، دم زدن او و نویسندگی زندگی کردن او و اکنون از اینها محروم و من که می خواستم موُذن مذهب خویش باشم و حقیقت را قربانی هیچ مصلحتی و در نظام حاکم بر کویر نگنجم و در نظام یکنواخت زبان هم آواز و همساز نباشم احساس کردم که « خروسی بی محل » میباشم که شب و نیمه شب ، بی هنگام نعره بر داشته است و طلوع و غروب آفتاب خویش را فریاد می کشد و سنت مرسوم چندین هزار ساله است که خروس بی محل نا میمون است و حلقومش را باید برید. ( حسین وارث آدم ص۵ ) [ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ sali gh ]
[ واژه هایی که برایم به یادگارمیگذاری ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |